X
تبلیغات
:: برو اما خوب بدون چوب خدا صدا نداره ::

برو اما خوب بدون چوب خدا صدا نداره



برایم دعا کن .

اجابتش مهم نیست .

نیاز من به آرامشی است که بدانم تو به یاد منی .

+نوشته شده درشنبه چهارم شهریور 1391ساعت 10:24 توسط شاهزاده دورگه |

تو شبیه هیچکس نیستی ؛


و من می خواهم 


روبه رویت بنشینم ؛


نگاهت را گوش کنم ؛


صدایت را ببینم ؛


لبخندت را ببویم ؛


نفس ات را لمس کنم .


من تو را ؛ تجربه می کنم


آخر تو ؛ شبیه هیچ کس نیستی

+نوشته شده درپنجشنبه دوم شهریور 1391ساعت 11:2 توسط شاهزاده دورگه |

دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم .


نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم .برای اینکه نگذارم بیایند

+نوشته شده درسه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 12:0 توسط شاهزاده دورگه |

زندگی با همه‌ی وسعت خویش

 

محفل ساکت غم خوردن نیست

 

حاصلش تن به جزا دادن و افسردن نیست

 

زندگی خوردن و خوابیدن نیست

 

زندگی جنبش  جاری شدن است

 

از تماشاگاهه آغاز حیات تا به جای که خدا می داند

 

+نوشته شده درجمعه بیستم خرداد 1390ساعت 12:36 توسط شاهزاده دورگه |

براي ديدن عكس در سايز اصلي روي آن كليك كنيد

+نوشته شده دریکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 2:37 توسط شاهزاده دورگه |

تلخ ترين دردهايش شيرين ترين لذت هاست...

به نامش...

جوان به حادثه ای پیر می شود گاهی...

 

به جای تموم آرزوهام

به جای تموم دقیقه هام

به جای تموم بهونه هام٬که تنها لذتش دیدن تو بود...

به جای تموم خنده هام٬ به جای خنده هات٬ به جای تموم لحظه های دوست

 داشتنت...

به جای دل تنگیم که خیلی بیشتر از روزها ندیدنته...

به جای هر شب که بهت سر زدم و یه شبم به خوابم نیومدی...

به جای بغضم٬ به جای اشک پنهونم٬ به جای اینکه باور نکردم رفتی و هنوزم می گم

 بر می گردی...

به جای تموم حرفای که می خوام بهت بگم...

به جای لحظه هایی که دیگه نیستی...

به جای تموم لحظه های انتظار برگشتنت...

به جای  روزها ندیدنت...

به جای یه عمر نبودنت...

برام یه سنگ جا گذاشتی...

که روش تموم داشته هام حک شدن...

اسمت٬ عکست٬ بود و نبودت و ...

دوره دوره دور...

از من تا خدا...

یه متر فاصله اما قده یه دنیا...

دوستت دارم حتی با این فاصله...

دوستت دارم٬ فقط دلم برات تنگ شده٬ تو خداحافظی نکردی٬ چون می خوای

 برگردی٬ چون می دونم برمی گردی...

با همین بغض٬ با همین اشکا٬ فقط قدرت دارم بگم ...

دوست دارم...

+نوشته شده درسه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 2:14 توسط شاهزاده دورگه |